يادداشت‌ها


سروش

ايسنا - ايرنا - ايلنا - امروز - رويداد - ادوار نيوز - ميزان - شرق - هاتف - بي‌بي‌سي فارسي - روز - ايران امروز - گويا نيوز - صبحانه - آفتاب - بازتاب - مهر - فارس - شريف نيوز - خدمت - انتخاب - فردا - خورشيد - رسا - دريچه - انصار نيوز


خانه‌ي دوست

دکتر مصطفي چمران - استاد شهید مرتضی مطهری - معلم شهید دکتر علی شریعتی - محمدعلي ابطحي - آيت‌الله جوادي آملي - محسن کديور - نهضت اسلامي احيا - جستجوگر پايگاههاي شيعه - مرکز جهاني اطلاع رساني آل البيت - موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

پنجشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٢

برادر نوجوونه...برادر غرق خونه...برادر کاکلش آتشفشونه
بچه تر که بودم توي زندگيم ايده آل هام خيلي روشنتر بود،
کج رفتن از اون ايده آل ها تحت هيچ شرايطي برام قابل قبول نبود،
فکر ميکردم درست اينه که هيچ مصلحت انديشي توي کارات دخالت نکنه،

تو اون دوره ها تنها چيزي که ايده آل هام رو ميساخت عواطف بود و روابط انساني،
اصلا برام قابل پذيرش نبود که به خاطر اين روابط سر کسي داد بزنم يا به کسي فشار بيارم،
اون موقعها فقط به معلم شدن فکر ميکردم،
برام افتخار بود بعدها جايي کار کنم که پول نداشته باشه بهم بده اما من کماکان با عشق و علاقه تمام توانم رو اونجا خرج کنم،
کثيف ترين کار به نظرم دخالت دادن حساب و کتاب توي روابط اجتماعي بود،

هر چي بزرگتر شدم اوضاع تغيير کرد،
تفکرات من، ايده آل هام، رفتار اجتماعيم،
هر چند هميشه سعي ميکردم، محبت رو از مراودات اجتماعيم حذف نکنم،
اما حقيقت اينه که همه چيز نسبت به اونروزا عوض شده،
ديگه مجبور شدم يه سري از چيزهايي رو که اونروزها سبک ميدونستم تو تصميم گيري هام دخيل کنم،

خيلي دوست دارم بدونم علت اين تغييرها چيه،
من فکرم باز شده؟ طاقت ايستادن و جنگيدن براي حفظ ارزشهام رو نداشتم و از سر ضعف تسليم شدم؟ يا اينکه دارم اسير معادلات کثيف زندگي ميشم؟؟
خيلي مشتاقم که بفهمم اون موقعها درست فکر ميکردم يا حالا؟

----------------------------
بازم دانشگاه شلوغ شده، بچه ها ديشب تا صبح بيدار بودن، چه اونهايي که درگير بودن و چه اونهايي که تو اتاقاشون نشسته بودن؟
يه چيزي خيلي تابلو بود که همشون عصبي بودن، امروز فضاي دانشکده خيلي ملتهب بود.

اين وسط کمترين تقصير رو من متوجه دانشجو ميبينم، دانشجويي که مطالبات صنفي اش سياسي تلقي ميشه و مطالبات سياسيش مثل همه مردم ديگه جدي گرفته نميشه،
دانشجويي که ظلم و فساد رو با چشماي خودش ميبينه، دانشجويي که به خاطر شرايط سني و محيطي و هزار کوفت ديگه، يکي از حساسترين آدمها نسبت به شرايط بيماره،
دانشجويي که تا يه صداي اعتراض ازش بلند ميشه با هزار حربه کثيف، از نمره تا زندان ساکتش ميکنن، دانشجويي که دارن خفش ميکنن، دانشجويي که دارن تمام نگاهش رو متوجه نوک دماغش ميکنن، دانشجويي که دارن به اندازه يه پيرمرد 70 ساله محافظه کار و ترسو ميکننش.

خودم خوب ميدونم که راه درست اعتراض هم اين نيست، ميدونم که شکستن شيشه، فحاشي، ضرب و شتم و شعار تند دادن مشکلي رو حل نميکنه،
يا اگر هم بکنه بهره ي خيلي پائيني داره،
اما باز هم من متهم رديف اول رو دانشجو نميبينم،
پاتو که بذاري روي يه فنر و فشار بدي، به محض اينکه ولش کني پرتاب ميشه، و ديگه کسي نمي تونه تضمين بده که اين فنر تو چشم و چار کسي نره.
----------------------------------

دعا کنيد،
براي همه مردمي که از همه جا نا اميدن،

يا علي مدد.

اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة
بحضوره و عجل لنا ظهوره
انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا
برحمتک يا ارحم الراحمين

محسن
پيام هاي ديگران ()

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

بسم الله الرحمن الرحيم...السلام عليک يا ممتحنة امتحنک الله الذي خلقک قبل ان يخلقک فوج ک صابرة و زعمنا انا لک اولياء و مصدقون و صابرون لکل ما اتانا به ابوک صلي الله عليه و اله و اتانا به وصيه فانا نسئلک ان کنا صدقناک الا الحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتک

خانه
آرشيو
آر اس اس
پرشين‌بلاگ
پست الكترونيك


نسيم


جستجو در شطحيات