يادداشت‌ها


سروش

ايسنا - ايرنا - ايلنا - امروز - رويداد - ادوار نيوز - ميزان - شرق - هاتف - بي‌بي‌سي فارسي - روز - ايران امروز - گويا نيوز - صبحانه - آفتاب - بازتاب - مهر - فارس - شريف نيوز - خدمت - انتخاب - فردا - خورشيد - رسا - دريچه - انصار نيوز


خانه‌ي دوست

دکتر مصطفي چمران - استاد شهید مرتضی مطهری - معلم شهید دکتر علی شریعتی - محمدعلي ابطحي - آيت‌الله جوادي آملي - محسن کديور - نهضت اسلامي احيا - جستجوگر پايگاههاي شيعه - مرکز جهاني اطلاع رساني آل البيت - موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

دوشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸۱

اهميت تاريخ قسمت اول
1400 سال پيش در مدينه منوره چند حادثه مهم رخ داد که اثرات آن چه به لحاظ اجتماعي و چه به لحاظ آثار اعتقادي و فردي هنوز به صورت جدي در ميان مسلمين باقي است.
اين حوادث تاريخي، امروز از زواياي گوناگوني مورد بررسي قرار مي گيردو هر کس بنا به نياز هايي که در جامعه مسلمين ا حساس مي کند راه حلي براي مرتفع ساختن مسائل ناشي از آن حادثه ارائه مي کند.
در اين نوشته مي خواهم در پاسخ به چند سوالي که در اين رابطه مهم ميدانم، آنچه به نظرم ميرسد بيان کنم.
اولين سوال اينکه اساسا چه تفاوتي مي کرد که 1400 سال پيش چه کسي خليفه ميشد؟ ديگر آنکه آن حادثه امروز چه اثراتي بر زندگي ما گذاشته و استفاده اي که ما بايد از اين حادثه تاريخي بکنيم چيست؟ و سومين سوال که صحبت زيادي بر سر آن وجود دارد و اکثر موارد با بحث جدي و مفيد وحدت مذاهب آميخته شده و با آن در برخي مجامع مذهبي شيعه نيز به صورت يک تابو برخورد مي شود، آن است که موضع ما در مقابل مسببين حادثه شوم سقيفه و عاملين شهادت حضرت زهرا(س) چه بايد باشد و ارتباط اين موضوع با وحدت اسلامي چيست؟
قبل از شروع بحث ذکر دو نکته را لازم مي دانم:
اول آنکه در پاسخ به سوال اول تنها نکاتي که مورد استناد قرار می گيرند قرآن و تاريخ اسلام مورد تائيد شيعه و سني مي باشد.
و ديگر آنکه به عنوان برادر کوچکتان از شما خواهش مي کنم، اگر هر اشتباه يا خطايي در نوشته هايم ديديد حتما برايم بنويسيد، خودتان خوب ميدانيد درست انديشيدن در اين مسائل چه اهميتي دارد.
و اما اولين سوال:
به قول دوست عزيزم فردوس تاريخ صحنه هاي تکراري زياد دارد، اگر تنها در تاريخ ايران نيز جستجو کنيم صحنه هاي زيادي خواهيم ديد که به صورت کلي با اين مسئله شباهت هايي دارد. بياييد همينطور در تاريخ حرکت کنيم، خواهيم ديد که بارها و بارها يک حرکت فکري، سياسي، اجتماعي و ... آغاز شده، چند سالي مردم پر از شور و هيجان آن را دنبال کرده اند و به محض آنکه جامعه با فقدان آغازگران آن حرکت روبرو شده با شدت زيادي هيجان ملت فروکش کرده و حرکت اوليه از مسير خود منحرف گشته است، و در اغلب موارد آنچه دليل اصلي انحراف بوده است، یا بي تدبيري رهبران بوده و يا اقدامات عناصري که مايل به انحراف حرکت بودند و در بدنه آن نهضت نفوذ کرده بودند.
يکي از آن چيزهايي که در تمام اين حوادث مشابه بوده است، طبيعت آن حرکت بوده که معمولا به قصد شکستن پاره اي از ساختارهاي اجتماع آغاز شده است.
شکي نيست که حرکت هاي مذهبي و نهضتهاي ديني و معنوي(به طورعام) (اگر نگوئيم موثرترين) يکي از موثرترين و پردامنه ترين انقلاب هايي بوده که در تمام مواردي که ما نشانه اي از آنها در دست داريم به قصد شکستن ساختارهاي ذهني و اعتقادي افراد به وقوع پیوسته و در اغلب موارد در تعارض جدي با باورهاي اجتماع خود بوده است و به علت نوع فرهنگي آن و شدت تغييراتي که در صدد اعمال آن بوده اجتماع را در اغلب موارد در بدو امر به موضع دفاعي کشانده و بعد از تلاشهاي فراوان رهبر يا باعث انزواي رهبرو طرفداران اندک او و منجر به هجرت آنان از اجتماع گردیده و يا مولد يک انفجار فرهنگي و تاثيرات ماندگار روحي گشته اند و نمونه هايي چون اسلام و مسيحيت را باعث شده اند که بعد از 2000و 1400 سال اگرچه به صورت تحريف شده و يا پوستيني وارونه اما کماکان تاثيري جدي بر مناسبات اعضاي جامعه دارند و بر بسياري از تصميم گيري هاي کلان موثرند.
نيازی نمي بينم تاريخ صدر اسلام را در اينجا بازگو کنم، که همه دوستان به قدر نياز اين نوشته، از تضاد پيام رسول خدا با باورهاي جامعه آن روز و مرارت هاي مسلمين در راه استقرار جامعه اسلامي آگاهي دارند.
اما آنچه بيان آن را ضروري ميدانم آنست که استقرار جامعه اسلامی به رهبري نبي اکرم(ص) فقط و فقط آغاز مسير اصلاحات فرهنگي بود. زمانيکه در مدينه جامعه اسلامي تشکيل شد و پس از آن مکه به دست مسلمين فتح شد و نگراني از بابت دشمن اصلي ديگر وجود نداشت، آموزش فرهنگي آغاز شد و اصلاح ساختار های ذهني اعراب بدوي که پيش از آن شمشير و شترشان مايه فخرشان بود به طور جدي دنبال شد، قوانين مربوط به اداره جامعه، احکام، بحث هاي اعتقادي و جلسات درس و بحث پايه ريزي شد. حتي تفاوت موضوعات آيات مکي و مدني نيزبه زعم من دلالت بر همين موضوع دارد.
روحيات خشک عرب آن روز و نوع اصلاحات فرهنگي را کنار هم قرار دهيد تا در يابيد که 10 یا حتي 20 سال براي استقرار اسلام در اذهان ملت و جا افتادن ساختارهاي جديد فرصتي بسيار بسيار کم است. ضرورت حضور يک رهبر مقتدر(به تعبير شيعه ولي معصوم) که با اتکا به شخصيت قوي و توانمند خودجامعه را مطابق معيارهاي اسلامي و الهي اداره کند، مردم را همانند کودکي نو پا همراهي کند و سطح درک و اعتقادات جامعه را افزايش دهد، برای ادامه اين حرکت و هر حرکت ديگر با اين مشخصات از صبح روشن تر است. وظيفه اي که در سالهاي ابتدايي نهضت، رسول اکرم خود به عهده داشتند.
اهميت اين قضيه تا حدي است که مطابق نص صريح قرآن و مطابق تاريخ مورد تائيد شيعه و سني خداوند واقعه غدير راکه منجر به تعيين خليفه رسول خدا و زعيم بعدي مسلمين بود تکميل دين ناميد و آن را اتمام نعمت بر رسول خدا بر شمرد.
نيازی به توضيح نيست که اين آيه يعني دين بدون ولايت ولي منصوب از جانب پروردگار ناقص است و مکتب ناقص مشخصا براي هدايت انسانها نامناسب.
واقعه سقيفه را به ياد بياوريد، هنوز پيکر رسول خدا بر روي زمين است که مسلمانان از انصار و مهاجر در قالب سنتهاي قبيله اي خويش به سقيفه شتافتند، به رسم عرب آن روز به رجز خواني و بر شمردن شرافت خود و قبيله خود پرداختند، آن که زودتر اسلام آورده بود بر ديگري فخر مي فروخت. اوس و خزرج و قريش و چه و چه و چه هر يک خود را از ديگران محق تر مي دانستند و به مدد زبان بازي و مکرشان و قوت بازويشان بر سر خلافت مي جنگيدند. و اين يک معني ميدهد؛ اعراب هنوز در بند بر تري جويي قبيله ای هستند که به صراحت از آن منع شده بودند، منتها اکنون با رنگ و بوي اسلامي.
در واقع اتفاقاتي که آنجا افتاد، ضربه اي بود به اسلام، ظلمي بود که در روز حساب ما هم به عنوان ميراث داران اسلام مي توانيم ادعا کنيم که اين ظلم بر ماهم روا داشته شده است، پوستينی که امروز وارونه به دست ما رسيده است، همانروز وارونه شد.
اگر کفر را به معناي پوشش و کافر را در معناي رايج پوشاننده حق، می بينيم که آنروز بزرگترين حق، اسلام کامل، پوشانده شد، و اگر امروز حضرت ولي عصر(عج) در غيبت به سر مي برند از دلايلش همان سقيفه ناميمون است.
خوب فکر مي کنم ديگر بس است. هر چند اصلا از پس اداي حق مطلب بر نيامدم اما مي ترسم بيشتر گفتنم به پر گويي بکشد.
پاسخ هايم به دو سوال بعدي را نوبت هاي بعدي مينويسم.
دعايم کنيد،
يا علي مدد،
اللهم عجل لوليک الفرج واجعلنا من انصاره و اعوانه .
محسن
پيام هاي ديگران ()

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

بسم الله الرحمن الرحيم...السلام عليک يا ممتحنة امتحنک الله الذي خلقک قبل ان يخلقک فوج ک صابرة و زعمنا انا لک اولياء و مصدقون و صابرون لکل ما اتانا به ابوک صلي الله عليه و اله و اتانا به وصيه فانا نسئلک ان کنا صدقناک الا الحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتک

خانه
آرشيو
آر اس اس
پرشين‌بلاگ
پست الكترونيك


نسيم


جستجو در شطحيات