يادداشت‌ها


سروش

ايسنا - ايرنا - ايلنا - امروز - رويداد - ادوار نيوز - ميزان - شرق - هاتف - بي‌بي‌سي فارسي - روز - ايران امروز - گويا نيوز - صبحانه - آفتاب - بازتاب - مهر - فارس - شريف نيوز - خدمت - انتخاب - فردا - خورشيد - رسا - دريچه - انصار نيوز


خانه‌ي دوست

دکتر مصطفي چمران - استاد شهید مرتضی مطهری - معلم شهید دکتر علی شریعتی - محمدعلي ابطحي - آيت‌الله جوادي آملي - محسن کديور - نهضت اسلامي احيا - جستجوگر پايگاههاي شيعه - مرکز جهاني اطلاع رساني آل البيت - موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

پنجشنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸۱

اهميت تاريخ قسمت آخر


ان الله يغضب لغضب فاطمه و يرضي لرضاها


هر چند که هنوز هيچ Feedback ي از قسمت اول نوشته ام دريافت نکرده ام اما مطابق قولي که به خودم داده بودم قسمت دوم آن را هم مينويسم فقط اميدوارم هر نظري که داريد به من بگوئيدُ باور کنيد اصلاح يک سيستم بدونFeedback واقعا عملي نيست.
ترجيح ميدهم اول به سومين سوال پاسخ بدهم،
اما سوال اين بود که برخورد ما مسببين شهادت حضرت زهرا(س) چگونه بايد باشد و ارتباط اين قضيه با وحدت اسلامي چيست؟اولين نکته اي که لازم است روشن شود اين است که مطابق تاريخ اهل سنت و شيعه نقش برخي از بزرگان اهل سنت در ضرب و شتم حضرت زهرا(س) سوزاندن در خانه و غصب خلافت در شرايطي که اميرالمومنين علي(ع) خليفه شمرده ميشد
غير قابل انکار است و تلاشي که در کتب تاريخي اهل سنت انجام ميشود در راستاي توجيه اين مسئله است نه تکذيب و انکار آن.
تمام کتب معتبر حتي آنهايي که در شرايط فشار بر اهل بيت نوشته شده اند با نقل وقايع آنروز مدينه با ذکر نام تمام آن حوادث را تصوير کرده اندو جاي هيچ شکي باقي نمي ماند که اين حادثه مجعول نيست. با توجه به زيادي دلايل و مستندات ذکر آنها را در اينجا ضروري نمي بينم ولي اگر از رفقا کسي مايل بودميتوانم آن منابع را معرفي کنم.
اما نکته دوم بيان اين نکته است که آیا حضرت زهرا(س) و حضرت علي(ع) از متعرضين رضايت داشتند يا نه؟
فکر ميکنم اين داستان را شنيده باشيد با اين وجود من يکبار ديگر با ذکر سند آنرا برايتان نقل ميکنم:
در کتاب الامامة و السياسة از ابن قتيبه دينوري از علماي برجسته اهل سنت آمده است که:
عمر به ابوبکر گفت : فاطمه(س) از ما غضبناک است بيا به عيادتش برويم و کسب رضايت کنيم.
از فاطمه(س)اجازه خواستند که به آنها اجازه نداد. اما بالاخره وارد شدندو آن حضرت روي خود را به سوي ديوار برگرداند و به سلام آن دو جواب نداد.
ابوبکر گفت اي دختر رسول خدا از ما ناراحت هستي...؟
حضرت فرمودند شما دو نفر را به خدا سوگند ميدهم که شهادت بدهيد آيا از پيامبر نشنيديد که فرمودند: رضاي فاطمه رضاي من و خشم فاطمه خشم من است و هر کسي فاطمه را بيازارد مرا آزرده است؟گفتند : چرا شنيديم.
آنگاه حضرت فاطمه(س) فرمودند: من٬ خدا و ملائکه را شاهد ميگيرم که شما دوتن مرا آزرديد و من از شما راضي نيستم٬ و اگر پيامبر را ملاقات کردم از شما دوتن به ايشان شکايت خواهم کرد.


و يا در صحيح بخاري آمده است که :
فاطمه دختر رسول خدا از ابوبکر قهر کرد و به او غضب نمود و تا از دنيا رفتن نيز با او آشتي نکرد.


نظر امير المومنين هم در مورد آنها روشن است٬ خطبه معروف و زيباي شقشقيه که از نظر سند از خطبه هاي محکم نهج البلاغه است بسيار شفاف است و در دسترس همه٬ تکيه بر اين حادثه تا حدي نزد ائمه ما اهميت داشته که حضرت امام صادق(ع) کلاس درسشان را تعطيل مي کنندبه همراه شاگردانشان به زير آسمان مي آيندو براي پير زني دعا مي کنند که چون در بازار يادي از پهلوي شکسته حضرت زهرا(س) کرده٬ توسط ماموران حکومتي دستگير شده است. از اين نمونه وقايع درتاريخ شيعه کم نيست.
بنابراين از نظر تاريخي و با توجه به حوادثي چون فدک و خطبه حضزت زهرا(س) صحبتهای ايشان با مردم مدينه در آن دوران و رواياتي که در بالا ذکر شد٬ اينکه مسسبين اين حادثه مغضوب حضرت زهرا (س) بوده اند روشن است٬ و حديثي هم که در ابتداي نوشته ام گفتم مورد تائيد شيعه و سني است.
اما اين نکته هميشه قرباني بحث وحدت اسلامي مي شود غافل از اينکه فراموش کردن حقيقت٬ مخفي کردن آن و يا آسيب زدن به وجهه تاريخي يک واقعه براي رسيدن به وحدت اسلامي نه معقول است و نه با معيارهاي همين اسلام سازگار است.
سيره رسول اکرم(ص) و بزرگان اسلام به روشني نشان ميدهد که هيچ مصلحتي فراتر از حقيقت نيست٬ و مفاهيمي چون دروغ مصلحتي هيچ جايي در مفاهيم اسلامي ندارد.
حضرت علي (ع) که به هر حال از خلفاي راشدين هستند و مورد تائيد کامل اهل سنت نيز مي باشند وقتي مورد خطاب قرار ميگيرند که چرا مانند معاويه مکر نمي کنند به صراحت ميفرمايندکه اگر مي خواستم چنين کاري بکنم احدي توان برابري با من را نداشت٬ اما من آمده ام تا اين رفتارها کنار گذاشته شود.
آنوقت ما با تکيه بر کدام مصلحت اينطور به راحتي بر غصب ولايت که از حقوق بزرگ اسلامي است و به صراحت قرآن مکمل دين است سرپوش بگذاريم.
فراموش نکنيم که وظيفه ما در در ايجاد وحدت بين مذاهب اسلامي٬ رفع سوء تفاهم ها٬ بحث در مورد موارد مورد اختلاف و یافتن حقيقت است اگر نه چه ارزشي دارد که تمام مذاهب اسلامي با هم اجماع کنند راه باطلي را انتخاب کنند و در آن حرکت کنند.
همين الآن اگر سوء تفاهم ها در بين مسلمين برطرف شود گامي بسیار بزرگ در راه تقريب مذاهب برداشته خواهد شد٬ بدون اينکه نيازي به قرباني کردن حقيقت وجود داشته باشد.
سال گذشته همين روزها مدينه بودم٬ يکي از برادران اهل سنت از يکي از همسفر هاي من پرسيد چرا شما شيعيان بعد از بعد از نماز سه بار ميگوئید خان الامين !!!! شما حالا يک شيعه به من نشان بدهيد که يک بار در طول عمرش اينکار را کرده باشد. يا در يکي از جلسات بحث مذهبي آنها که شرکت کرده بودم٬ صحبت بر اين بود که چون شيعيان معصومين را مي پرستند مشرکند و بي ترديد اهل جهنم.
بپذيريم که خلافت غصب شد٬ حق از جایگاه خودش منحرف شد٬ اين اقدام بر ادامه مسيري که رسول خدا(ص) آغاز کردند ضربه سنگيني وارد کرد. اينها حقايقي است غیر قابل انکار که هيچ گاه اهل سنت نتوانستند جواب قاطع و محکمي براي آن ارائه دهند.
اما اینجا این سوال مطرح مي شود که فرض کنيم پذيرفتيم که اين حوادث رخ داده٬ خلافت غصب شده و ... اما اين چه تاثيري بر زندگي امروز مسلمين دارد.
سواي مسائلي مانند بهره گيري از تاريخ و عبرت گرفتن و ... که در مورد اين واقعه نيز مطرح مي شود و لازمه آن مطالعه دقيق تاريخ و کشف نقاط تاريک و اشتباهات تاريخ سازان است٬ يک نکته ديگر نيز در مورد اين واقعه اهميت دارد و به اعتقاد من از وظايف مهم ما در ارتباط با اين حادثه همينست.
و آنحضرت صاحب الزمان مهدي (عج) هستند. بدون ترديد ما شيعيان در حق آن بزرگوار کوتاهي کرده ايم و حق ولايت را بجا نياورده ايم. بايد باور کنيم که امام ما در قيد حياتند٬ زنده اند٬ در کنار ما هستند٬ آمدنشان باعث تحول همه ما مي شود٬ روش زندگي ما تغيير مي کند٬ عدالت را با آمدن ايشان خواهيم چشيد٬ اما خودمان مانع ظهور ايشان مي شويم.
ما موظفيم شرايط را براي ظهور ايشان آماده کنيم چه از نظر فردي و چه از نظر اجتماعي٬ نبايد ديگر فرصت غصب خلافت را به کسي داد. بايد از دفاع زيباي حضرت زهرا(س) و بزرگانی چون عمار و سلمان و اباذر و مقداد و ... از ولایت٬ بياموزيم. ببينيم آن بزرگواران در دوره غيبت امير المومنين(ع) از خلافت چه رفتاري داشته اند. و از منظر اجتماعي بايد همه بدانند ولايت و خلافت حق آن کسي است که ما دم از انتظار او مي زنيم٬ همه بدانند او مي آيد تا آنچه را از پدر بزرگوارش گرفتند باز پس گيرد. بدانند او مهاجم نيست او قصد کشور گشايي ندارد٬ او مي آید تا حق را به جايگاهش برگرداند و بايد بياید. آمدن او رحمتي بر ماست.بايد ثابت شود حق با شيعه است و صاحب حق منتظراست تا شرایط آمدنش فراهم شود و امت اسلام او را بخواهند و بدانند حق با اوست همانطور که بعد از ۱۵ سال فهميدند حق با پدرش امير المومنين(ع) است.

فصبرت و فی العين قذي و في الحلق شجا




يا علي مدد٬
دعايم کنيد.

محسن
پيام هاي ديگران ()

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

بسم الله الرحمن الرحيم...السلام عليک يا ممتحنة امتحنک الله الذي خلقک قبل ان يخلقک فوج ک صابرة و زعمنا انا لک اولياء و مصدقون و صابرون لکل ما اتانا به ابوک صلي الله عليه و اله و اتانا به وصيه فانا نسئلک ان کنا صدقناک الا الحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتک

خانه
آرشيو
آر اس اس
پرشين‌بلاگ
پست الكترونيك


نسيم


جستجو در شطحيات