يادداشت‌ها


سروش

ايسنا - ايرنا - ايلنا - امروز - رويداد - ادوار نيوز - ميزان - شرق - هاتف - بي‌بي‌سي فارسي - روز - ايران امروز - گويا نيوز - صبحانه - آفتاب - بازتاب - مهر - فارس - شريف نيوز - خدمت - انتخاب - فردا - خورشيد - رسا - دريچه - انصار نيوز


خانه‌ي دوست

دکتر مصطفي چمران - استاد شهید مرتضی مطهری - معلم شهید دکتر علی شریعتی - محمدعلي ابطحي - آيت‌الله جوادي آملي - محسن کديور - نهضت اسلامي احيا - جستجوگر پايگاههاي شيعه - مرکز جهاني اطلاع رساني آل البيت - موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

یکشنبه ۱ دی ،۱۳۸۱

گر مرد رهي ميان خون بايد رفت
چند روزي هست که نوشتني داشتم ولي حال نوشتن نداشتم،
خيلي حرف داشتم براي زدن، تو خيلي موضوعها،
از کارام ميخواستم بنويسم،
از حالم،
از مملکتم،
از جامعه ام،
از اينکه امسال آقاي خاتمي ۱۶ آذر نيومد،
از اينکه ما جوونها چقدر مقصريم در بيراهه رفتن کشورمون،
از اينکه هميشه نميشه با تزريق التهاب و هيجان مشکلو حل کرد،
و از اينکه ايکاش ياد ميگرفتيم زخم و درد هزاران ساله رو،
روح استبداد زده زور پرست رو،
فرهنگ بيمار يک جامعه رو،
که حتي به عزيزترين اعتقاداتش هم رحم نکرد،
و امانت الهي،
اسلام و توحيد و ولايت رو،
آنچنان عوامزده و قشري کرد،
که آدم آرزو ميکنه که ايکاش اين پوستين وارونه حداقل زخمي و پاره پاره نشه،
(باز هم يک جمله طولاني، اونقدر که خودم هم اولشو يادم رفت)،
آره، اين فرهنگ رو،
احدي نميتونه توي ۸ سال که سهله، تو ۸۰ سال تغيير بده.

تو اين روزا چيزاي خصوصي تر هم داشتم،
از چاقو خوردن علي، در حال جدا کردن دو تا جوون نسل سومي درک نشده، که چاقوي جيبي رو فقط محض پوست کندن ميوه!!! تو جيبشون هميشه با خودشون حمل ميکنن.
از اينکه بالاخره در عين ناباوري به گروه ما هم دارن يه پروژه صنعتي ميدن،
از لذت کار کردن از صبح تا شب و پشت سر هم،
که اگر چه تو اين چند سال آخر عمرم زياد تجربش کردم،
اما هيچوقت برام عادي و کسل کننده نشده،
از کاري که ميخوام شروع کنم و نميدونم از کجا و چه جوري،

و از همه مهمتر،
از فکري که ده روزه مثل خوره به جونم افتاده،
و جالبه که هر کتابي رو که اينروزا،
از هر آدمي که سرش به تنش ميرزه،
شروع کردم به خوندنش،
ديدم از همين موضوع صحبت کرده،
از اينکه من امروز به عنوان يک انسان، در مقابل پيشرفت علم به صورت امروزيش چه وظيفه اي دارم،
آيا من هم بايد کمک کنم تا مملکتم در مسيري که علم در سه چهار قرن اخير طي کرده هر چه سريعتر حرکت کنه،
آيا اين مسير، مسير درستيه،
تو اين مسير علم داره به سمت شناخت انسان پيش ميره يا فراموش کردن انسان،
و توليد ابزارهايي براي فراموشي راحتتر انسان،
آيا اين مسير درسته،
آيا همه نياز هاي انسان تو اين حرکت لحاظ شده،
آيا نسبت شناختي که انسان از محيطش پيدا ميکنه با شناختي کنه از خودش پيدا ميکنه متعادله،
آيا، آيا، آيا،...............


التماس دعا،
يا علي مدد.

محسن
پيام هاي ديگران ()

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

بسم الله الرحمن الرحيم...السلام عليک يا ممتحنة امتحنک الله الذي خلقک قبل ان يخلقک فوج ک صابرة و زعمنا انا لک اولياء و مصدقون و صابرون لکل ما اتانا به ابوک صلي الله عليه و اله و اتانا به وصيه فانا نسئلک ان کنا صدقناک الا الحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتک

خانه
آرشيو
آر اس اس
پرشين‌بلاگ
پست الكترونيك


نسيم


جستجو در شطحيات