يادداشت‌ها


سروش

ايسنا - ايرنا - ايلنا - امروز - رويداد - ادوار نيوز - ميزان - شرق - هاتف - بي‌بي‌سي فارسي - روز - ايران امروز - گويا نيوز - صبحانه - آفتاب - بازتاب - مهر - فارس - شريف نيوز - خدمت - انتخاب - فردا - خورشيد - رسا - دريچه - انصار نيوز


خانه‌ي دوست

دکتر مصطفي چمران - استاد شهید مرتضی مطهری - معلم شهید دکتر علی شریعتی - محمدعلي ابطحي - آيت‌الله جوادي آملي - محسن کديور - نهضت اسلامي احيا - جستجوگر پايگاههاي شيعه - مرکز جهاني اطلاع رساني آل البيت - موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

جمعه ٢٥ بهمن ،۱۳۸۱

اين نيز بگذرد
نمي دونم چه سري داره اين غروب جمعه ها،
هميشه با خودش براي من اضطراب و نگراني آورده،
از وقتي يادمه غروب جمعه براي من احساس تشويش به همراه داشته،
خيلي به اين موضوع فکر کردم، مدتها دنبال علتش بودم،
مطمئنا بيشعورتر از اوني هستم که بتونم بين نسبت بين جمعه ها و آقا و اين حس و حال خودم رابطه اي پيدا کنم،
ولي به هر حال اضطراب جمعه براي من حس آشناست،
------------------
نه مي خوام بد بگم، نه مي خوام تعريف کنم،
فقط به عنوان يه سوال،
که اين دو سه سال اخير،
تو اين روزا بهش فکر کردم،
چرا براي جووناي هم سن و سال ما تو اين دو سه سال،
اينقدر ولنتاين مهم شده،
يعني تو اين همه تاريخ پر عظمت که قراره بهش افتخار مي کنيم،
يه روز، يه حادثه، يه يادبود،
به نام عشق نداريم،
و اگر داريم چرا سراغش نمي ريم،
و چرا تنها مصداق عشق رو ايني قرار داديم که الان هست.
------------------------------------
يه جمله امروز شنيدم،
نمي دونم چرا همينطوري الکي خوشحال شدم،
خواستم حفظش کنم،
اما الان هر چي فکر مي کنم درست يادم نمياد،
جمله اي بود نزديک به جمله زير:

نبئ عبادي، اني انا غفور رحيم



يا علي مدد،
التماس دعا.

محسن
پيام هاي ديگران ()

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

بسم الله الرحمن الرحيم...السلام عليک يا ممتحنة امتحنک الله الذي خلقک قبل ان يخلقک فوج ک صابرة و زعمنا انا لک اولياء و مصدقون و صابرون لکل ما اتانا به ابوک صلي الله عليه و اله و اتانا به وصيه فانا نسئلک ان کنا صدقناک الا الحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتک

خانه
آرشيو
آر اس اس
پرشين‌بلاگ
پست الكترونيك


نسيم


جستجو در شطحيات