حديث سياسي!

پنج‌شنبه‌ي دو هفته‌ي پيش که مي‌شود نوزدهم مرداد ماه، روزنامه‌ي کيهان در صفحه‌ي چهارده خود در ستوني با عنوان با پيام‌بر اعظم (ص) که گويا در آن حديث از رسول خدا چاپ مي‌کنند، متن زير را چاپ کرده بود.

امروز هم نوشته اين ستون مثل همه روزهاي ديگر به داستاني از پيامبر اعظم (ص) اختصاص دارد و كلامي از آن بزرگوار در كنار رخدادي عبرت انگيز و درس آموز... درست مانند بقيه روزها... اما، اين بار، كلامي كه از رسول خدا (ص) نقل مي كنيم درباره رخداد آن روزهاي صدر اسلام نيست. كلام پيامبر خدا (ص) درباره رخدادي است كه همين روزها اتفاق افتاده... حديثي كه درپي مي آيد را بخوانيد... از رسول الله (ص) است و در جلد 9 بحارالانوار صفحه 283 آمده است، «ابن عساكر» از منابع معتبر اهل سنت نيز همين حديث را به همين شكل نقل كرده است؛

قال النبي (ص): رجل يقاتل علي ابواب القدس، صاحب الاعماق، الذي يهزم الله العدو علي يديه، هو مني و أنام نه، اسمه نصر و نّما سمي النصر ل نصرالله ايّاه... مردي بر دروازه هاي قدس نبرد مي كند، داراي بصيرت و بينش عميق است، خدا به دست او دشمن را شكست مي دهد. او از من است و من از او هستم. نام او «نصر» است و از اين روي «نصر» ناميده مي شود كه خدا او را نصرت- پيروزي- مي دهد...

آيا مقاومت شگفت انگيز حزب الله لبنان به رهبري سيدحسن نصرالله و نبرد جانانه آنان با چهارمين ارتش مجهز جهان آن هم به عنوان يك نيروي مقاومت و بدون برخورداري از ارتش كلاسيك، نيروي هوايي، دريايي و سلاح هاي پيچيده و مدرن، همان نصرت الهي نيست كه نصرالله را حمايت و هدايت مي كند؟... چند ماه قبل، ولي امر مسلمين جهان كه امير بلندآوازه و شجاع لبنان بر دستان او بوسه زده بود، به صراحت و بي ابهام خبر داد كه خاورميانه بزرگ در حال شكل گيري است، اما نه با محوريت آمريكا، بل با محوريت ايران اسلامي... اليس الصبح بقريب؟... آيا صبح پيروزي نزديك نيست؟ 

بريده‌ي روزنامه‌اي که اين متن در آن چاپ شده بود اوايل هفته‌ي پيش رسيد به دست من رسيد. آن بنده‌ي خدا که اين بريده‌ي روزنامه را به دست من داده بود سخت هيجان زده بود از اين تائيد شگفت انگيز و آن را به همه نشان مي‌داد. احساس بد من نسبت به اين روزنامه از يک‌طرف و خاطره‌ام از اين‌طور حديث‌هايي که ناگهان ظاهر مي‌شوند تا امور سياسي روزمره‌ي ما را تائيد و تکذيب کنند باعث شد نسبت به آن موضع بگيرم، اما چون دليلي براي تکذيبش نداشتم، به همان ابراز بي‌علاقه‌گي اوليه اکتفا کردم.

چند روز بعد يعني سه‌شنبه بيست و چهارم مرداد ماه، روزنامه‌ي کيهان در همان صفحه و همان ستون مطلب زير را کار کرد.

روز پنجشنبه 19/5/85 در ستون «با پيامبر اعظم (ص)» به حديثي از قول رسول اكرم (ص) و به نقل از جلد 9 بحارالانوار اشاره شده بود با اين مضمون كه «مردي بر دروازه هاي قدس نبرد مي كند كه داراي بصيرت و بينش عميق است، خدا به دست او دشمن را شكست مي دهد. نام او نصر است و...»

درپي درج اين مطلب برخي از علما و روحانيون در تماس با كيهان ابراز داشته اند كه اين حديث را در آدرس ياد شده نديده اند و نسبت به صحت آن ترديد داشته و بعضا آن را اساسا ناصحيح دانسته اند. اميد است اين توضيح جبران مافات كرده باشد.  

توضيح اضافه نمي‌خواهد. به‌خاطر نيات خودشان جعل حديث مي‌کنند. شخصيت و حرمت رسول خدا را نابود مي‌کنند، حتي حرمت سيد حسن نصرالله را هم به گند مي‌کشند. ته مانده‌ي دين را نيز به باد مي‌دهند، که چه؟ که اين بنده‌ي خدا که ما مي‌گوئيم از 14 قرن پيش مورد تائيد نبي اکرم (ص) بوده است، يک وقتي دستي بوسيده است و به کسي ابراز ارادت کرده است!

به راحتي آب خوردن جعل حديث کرده‌اند و بعد مطلب زده‌اند که علما اين را در مرجع نيافتند. خوب مردک! تو سندت چه بود که اين در فشاندي! اين اشتباه فاحش و بستن دروغ به رسول خدا يک عذر خواهي ساده هم نمي‌طلبيد؟ تصورش براي من خيلي سخت نيست که اگر اين دروغ را روزنامه‌اي از اردوگاه رقيب چاپ کرده بود، چند نفر کفن‌پوش پاسدار حريم نبوت! در قم راه مي‌افتادند و تا يکي دو نفر اعدامي از دل ماجرا در نمي‌آوردند آرام نمي‌گرفتند. من که هيچ نشنيدم، اگر شما شنيديد که در اين چند روز فاصله تا چاپ آن تکذيب بي‌شرمانه يکي از آن علما که ادعاي درد دين‌شان گوش فلک را کر کرده است، يک ناله‌ي کوچک کرده باشد من‌را هم خبر کنيد.

حقيقتش اين اتفاق نه براي من عجيب بود و نه بديع. اين جماعت رسول خدا را هم به شرطي مي‌خواهند که التزام عملي به فلان و بهمان داشته باشند. جعل حديث تنها قسمتي از پروژه‌اي است که اين جماعت آغاز کرده‌اند. فقط متوجه نمي‌شوم که چرا با اين همه حجت آشکار، هنوز هستند کساني که ادعاي ارزش‌مداري اين آدم‌ها را باور دارند.

فردا مبعث رسول خداست. نمي‌دانم چه‌طور مي‌شود اين‌گونه عمل کرد و بعد صادقانه چنين روزي را شادباش گفت.

 

يا علي مدد،

عيدتان مبارک.

/ 11 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايمان

شديدن از اينکه اين متن رو نوشتی سپاسگذارم. اين دست آدمها دارند از درون و بيرون همه چيز را بگند ميکشن و فکر هم ميکنم آگاهانه هم هست...که البته قضيه رو بدتر ميکنه...تا کی پيدا بشه که با اين جهانبينی مقابله کنه و حهانبینی درست اسلامی رو هم داشته باشه که جایگزین کنه...که اگه نداشته باشه مخالفت تنها کاری پیش نمیبره...یا علی

دامون

والا آدم چی بگه؟ يادم مياد يه بار که داشتيم با هم می رفتيم چهار راه پارک وی در مورد اين استفاده های اينا حرف می زديم. حالا من خيلی آدم معتقدی نيستم اما اين کاراشون آخه آدم نيمه معتقد رو هم چپه می کنه. راستی Z رو upload کردم بالاخره. link-ش تو بلاگم هستش. سرعت سرورش خوبه، دانشگاه رفتی يا سر کار بگير ببينش، پشيمون نمی شی دروووووووود.

علیرضا

سلام بر استقلالی مزاج مرام سیرت خوش چهره محسن خان، حالا نمیای حاجی خورون دیگه در مورد این پست آخر باید بگم من دوتا روزنامه که اصلا وقت براتون نمیذارم یکی کیهان و یکی شرق. هردوشون دونبال سیاست خودشون و راضی نگه داشتن اطرافیان هستن. گرچه روزنامه ی بیطرف ندیدم. اما این دوتا کلا دنبال اثبات حودشون هستن و بس، حتی با جعل سند که خودت هم دیدی چه چیزهایی چاپ میکنن. محسن جان، دنیای سیاست کثیفه. آدمی میتونه سیاستمدار باشه که دیندار باشه. و آدمی دیندار هست که وقت سیاستمداری ریا نکنه. این ملاک منه. برام فرقی نداره طرفم حاجی باشه یا سید. اما خب بین ما 70 میلیون بعضیها عقلشون به دهن دیگرانه، بعضی عقلش پشت چشم. کمتر کسی حقایق قدیم و جدید و صد البته صحبتها و وعده های 1400 سال پیش (حداقل) کنار هم میچینن. با تمام این کنار هم گذاشتنها فقط میشه اعتماد کرد، نه اینکه تائید. نه مثل بعضی دوستان که اینجا کامنت میذارن و 100% کارهای د

علیرضا

و البته حق ملاک داره که خودت خوب میدونی اما درمورد وبلاگ، آخه آدم حسابی خیلی تیمتون جالبه که رنگ وبلاکت رو آبی گذاشتی. محسن یه تذکر خودمونی میدم، کاری به دیگران ندارم، مواظب باشیم من و تو هم (با تمام اعتقادهای سیاسی و دینی و ...) همین کاری رو نکنیم که شرق و کیهان میکنن. ما هم چیزی ننویسیم که فقط به دلمون چسبیده. حاجی، دعا یادت نره. حتی یه کوچولو

پریا

سلام ... بد زمونه ای شده !! راستی کوچولوتون چطوره؟! پايينترش خوندم تولدش رو . خدا حفظش کنه

شکوفه

سلام .. طاعات و عبادات شما قبول حق باشه .. موفق و شاد باشيد ... در پناه حق

یک دوست

سلام برادر / آپدیت نمی کنی ؟؟؟؟؟؟؟/ دلمون پوسید .................

عليرضا

با سلام و احترام اول که حديث را در وبلاگتان ديدم احساس کردم شما هم می‌خواهيد به نقل از کيهان مزدور به نام پيغمبر خدا دين خدا را بدنام کنيد و تصميم گرفتم که برايتان پيغام بگذارم و از شما بخواهم که در صحت آن ترديد کنيد چون با مراجعه به منبع ذکر شده چنين حديثی يافته نشده است ( من شرحی بر اين افتضاح با نام دين سياسی و جعل حديث روزنامه کيهان در وبلاگ خودم به قلم حسين باستانی گذاشته‌ام - که اگر وقت کرديد نگاهی به آن بيندازيد.) اما جالب اينجاست که اگر همين عمل از جانب اشخاص ديگر و روزنامه‌های ديگر انجام می‌گرفت که البته پسنديده نيست مرتکب آن تا حکم ارتداد پيش می‌رفت مانند بلائی که بر سر نيک آهنگ کوثر بخاطر کاريکاتور استاد تمساح آمد يا فاجعه‌ای که بخاطر بيانات منطقی استاد آغاجری اتفاق افتاد. به هرحال از اينکه شما هم به اين موضوع پرداخته‌ايد تا سيه روی شود هرکه در او غش باشد بسيار خرسندم اميدوارم موفق باشيد . در صورت تمايل برای تبادل لينک لطفا پيام بگذاريد. http://valakh.persianblog.ir

بس کنید این شروورارو