سحر بلبل حکايت با صبا کرد ...

چقدر سخته بعد از مدتها بخوای نوشتنو از سر بگيري،
يه موقعی حسش هست و يه موقعی حسش نيست، ولی می خوای که خودتو مجبور کنی.
خوب اول از امروزم بگم که همش خونه بودم. فيلم ژاپن رسيد دستم،پنج ساعت و خرده ای، تا حالا نصفشو ديدم، با ديدنش ياد احوالات ژاپن افتادم، دلم گرفت.
امان از اينکه سر اعتقاداتت دروغ بگی، تا نمی تونی کاريو بکنی دم از جهاد اکبر بزنی، اما تا ميدون باز شد همچين قاطی کنی که همه رو جا بذاری، هيچی اندازه اين اعصابمو بهم نميريزه.
هنوز سر کارای بعدی مرددم، هم سر کار و هم سر همکار.
(چقدر آشفته و پرت و پلا می نويسم، اين نواره به ياد عارفم خوب چيزيه ها!!)
لازم شده يه سری از عادتای خوب قديمی رو از سر بگيرم، اگه به همين زودی بخواد يادم بره......
تا بعد.

توکلت علی الله، و علی الله فليتوکل المؤمنون

/ 0 نظر / 3 بازدید