من نه پر دارم نه پا نه هيچ نيز......

دلم گرفته، اندازه دو هفته سکوت،
اندازه دو هفته صبح از خانه بيرون رفتن،
تا شب دويدن و عين جنازه به خانه برگشتن،
نميدانم که ميارزد اين دويدن ها به اينکه يادت برود جمع خانواده چه شکلي است،
فراموش کني لذت نشستن سر سفره و با آرامش گفتن و خنديدن را،
بديش اين است که نميفهمي،
وقتي تويش ميافتي براي اينکه نبازي بايد عين اسب جان بکني، وگرنه نابودت ميکنند، پست ميزنند، نميگذارند بماني،
اگر بماني بايد ياد بگيري شارلاتان گري را، بايد ياد بگيري دروغ بگويي،
و اگر خيلي اعتقاداتت برايت مهم باشد، بايد ياد بگيري حرف راست را جوري بزني که هيچ کس هيچ چيزي نفهمد،
خيلي سخت است که موقع کار توي چشمهاي رفيقت نگاه کني و براي تضمين از او چک و سفته بخواهي،
مسخره تر از اين نميشود که احساست را و عاطفه ات را و توجه ات را به او داده اي بدون اينکه تضميني بگيري و حالا ....
خيلي سخت است،
به تو گفته اند يک گوشه نشين و قيام کن و بايست،
به تو گفته اند خودت را حفظ کن و نابود نشو،
به تو گفته اند ....
و تو در ميماني در اينکه چطور ...

يک مدت که ميگذرد اگر هنوز از آن طراوت کودکي چيزي در تو مانده باشد،
به خودت نگاه ميکني، ديگر اثري از عشق نميبيني، يک عقل مصلحت انديش جاي تمام آرمانهايت را گرفته است، ميبيني تمام آرمانهايت را به جرم سادگيشان به مسخره گرفته اي،
ميبيني ديگر از تمام اعتقاداتت، آرمانهايت و همه آن چيزهايي که زندگيت بود فقط يک اسم مانده است و حداکثر يک خاطره مبهم و گنگ.
عجيب موجودي است اين آدميزاد دوپا، زودتر از آنکه تصور کني همه چيز را برايت توجيه ميکند و خلاص.
خيلي سخت است، خيلي زياد.
-----------------------------------------
با همه کثيفي اين روزگار، وقتي کنار چهارتا بچه مينشيني که بهشان درسي بدهي يا همبازيشان شوي، تمام دوران کودکيت را به ياد مياوري، همه پاکي و صداقتت را، انگار در بين آن همه کودک معصوم نميتواني به دروغ فکر کني، نميتواني دوستشان نداشته باشي، نمي تواني از شيطنتشان لذت نبري،
در بين اين بچه ها آنها که سنشان کمتر است و روحشان بکر تر، نَفَسِشان حق تر است و در اوضاع خراب من موثر تر،
خدا خير بدهد گلدست را که من را مربي بچه هاي دبستاني کرد.
-----------------------------------------
يادم ميايد سوم راهنمايي، آقاي بريري يکبار اواخر سال از دست ما عصباني شد، به من و حسين گفت که ما مثل دوقلوهاي افسانه اي شده ايم. هر وقت دست همديگر را ميگيريم سر و صدا کلاس را برميدارد،
امروز که دو ساعت تمام سر کلاس داد وبيداد کردم و با صداي گرفته و گلوي خشک از کلاس بيرون آمدم و در کل طول کلاس موفق نشدم بيش از يک دقيقه پشت سر هم بجه ها را ساکت نگه دارم،
فکر کردم شايد نفرين بهروز بريري دامنگيرم شده.
------------------------------------------
خانمهاي بيژني را آخرين بار چند ماه پيش در دانشگاه ديدم، نمي دانم چرا اين چند روز همه اش آن تصاوير جلوي چشمم ميايد، برايشان دعا کنيد، تصور اينکه اتفاقي براي يکنفر از آنها بيفتد خيلي دردناک است.
-----------------------------------------
راستي اگر کسي هست که الکترونيک خوانده و در مورد VCO ها چيزي ميداند، شما را به خدا به من يک خبري بدهد، دارم ميافتم اوضاع خراب است.
-----------------------------------------
آنقدر دلم پر است که نمي دانم چطور تمامش کنم، برايم دعا کنيد، اوضاعم خرابم است، نگرانم، ميترسم، مضطربم، به دعاي همه تان احتياج دارم،

يا علي مدد، التماس دعا


------------------------------------------------------------------------------------------

بعد التحرير (مورخ ۱۸/۴/۱۳۸۲): اتفاقی که هرگز تصورش را نميکردم افتاد، لاله و لادن بيژنی هر دو با هم به رحمت خدا رفتند، برايشان دعا کنيد، هرچند از رحمت خدا دور ميبينم بعد از ۲۹ سال عذاب جسمی و روحی هنوز حساب و کتابی ‌مانده باشد.

/ 9 نظر / 5 بازدید
yeki az ma 3 ta

سلام در مورد کار و دور شدن از دوران کودکی موافقم!

سيد محسن

بسم رب الزهراء برحاشيه برگ شقايق بنويسيد گل تاب فشار در و ديوار ندارد فرارسيدن ايام دردناك و غم انگيز شهادت مظلومانه بي بي دوعالم ،حضرت صديقه طاهره ، فاطمه الزهراء (عليها السلام ) بر عزادار واقعي حضرتش ،مولا صاحب العصر و الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) و شيعيان به ماتم نشسته اش تعزيت باد.؛ امير بي قرينه كي مي آيي سحرخيز مدينه كي مي آيي

hosein

منم همينو گفتم ولی ميشه از تو اين نسل هم می شه خيليا برگردن نه؟

roohollah ansari

سلام. ممنون که سرزدی. انرژی برايمان نمانده!، اما منظورت از آقايان، کدامشان است؟....ساست پر از آقا شده!. مخلصيم و ياعلی

مخمور

نه . نــــــــه . ياد نگير... ياد نگير حرف راست را جوري بزني كه هيچ كس... ياد نگير دروغ بگويي... ياد نگير پست نزنند... ياد نگير بگذارند بماني... پرستش به مستيست... مست ِ مست . آنطور كه سياه مست كني تا يه روز برت دارند ببرند بندازند يه گوشه‌اي كه شايد صبحي رهگذري پيدات كنه... و بعد جواز تشييع پيكر .

hojr

سلام آقا محسن ... چطوری ؟ خيلی وقت بود نيومده بودم اينجا ... اينجا خيلی عوض شده ...دستت درد نکنه بابت متن مربوط به دکتر چمران...ببينم محسن جان شما ۷۸ ای هستی يا ۷۹ ای ؟

گروه حقايق دين

سلام بر شما دوست گرامی..در مورد تحريف قرآن يک به يک اسامی علما را خواهم برد و توضيح خواهم داد با ذکر نام کتاب

گروه حقايق دين

اول به ان دسته از علمای شيعه می پردازم که که در کتبشان صريحا تحريف و نقص قران را آورده اند:۱.علی بن ابراهيم قمی درمقدمه تفسيرش(ج۱/۳۶ دار السرور بيروت...۲.نهمت الله جزايری در کتاب الانوار النعمانيه...۳ فيض کاشانيدر تفسير الصافی...۴طبرسی در کتاب الاحتجاج...۵.محمد باقر مجلسی و چندين نفر ديگر که از مرز ۲۰ نفر هم تجاوز می کند که يک به يک و به ترتيب در وبلاگ تحريف قرآن خواهم آورد...بقيه بر اساس تقيه تحريف قرآن را رد کردند ولی به طرز مکارانه عقيده خود را مبنی بر تحريف قرآن اعلام داشتند... از آن جمله خویی می باشد...که اجازه بدهيد به ترتيب و در طول زمان خواهم گفت..ياحق

mirhesam

سلام آقا محسن. ان شاء الله اوضاع رو به راه ميشه. غصه اين حل شدنها و ذوب شدنها رو هم نخور. يعنی غصه شون رو بخورها ولی نذار ضعيفت کنن. نظار اينقدر دلت رو پر کنن که نتونی چاره ای براشون پيدا کنی! التماس دعا. در پناه خدا!