سينه خواهم شرحه شرحه از فراق

دوسال پيش،
ساعت 4 صبح،
پشت در بقيع، بين 30 - 40 تا جوون دانشجو،
موذن مسجد النبي شروع کرد به اذان گفتن،
حال همه خراب بود، شب آخري بود که تاريکي مدينه رو مي ديديم،
الله اکبر،
همه بغض کردن،
اشهد ان لا اله الا الله،
اشک همه در اومد، ديگه داشت صبح ميشد، اون يه هفته آسموني داشت تموم ميشد،
اشهد ان محمد رسول الله،
ولي بعدشو نگفت، جا انداخت، از روش پريد،
ترسيد، از مولا ترسيد،
جرات نکرد،
همه قاطي کرده بودن،
يکي اون وسط داد زد،
حيدر
دومي بعدش، سومي، همه با هم،
داد ميزدن، تو سر و کله شون ميزدن،
حيدر اميرالمومنين،
حيدر اميرالمومنين،
حيدر اميرالمومنين،

بعدا شنيدم از اون به بعد ديگه نذاشتن کسي نصف شب بره پشت در بقيع،
اونا از ناله چهارتا جوون شيعه هم ميترسن.

خدايا به عظمت اين روز قسمت ميدم،
اون شبا رو بازم نشونم بده.

يا علي مدد،
التماس دعاي فراوون.



يا علي مدد،
التماس دعا.

/ 3 نظر / 4 بازدید
نكته

خوش به حالت.... دعا كن خدا قسمت من هم بكنه... التماس دعا

لباس شخصی

هو العزيز زيبا بود و اثر گذار و داغ دل تازه کن اونم حالا که دارن برا عمره سال ديگه ثبت نام ميکنند ومن ديگه نميتونم دومرتبه باهاشون برم

اميد

سلام ......اميدوارم قسمت همه عاشقا بشه .......انشا الله ...راستی من برای خودم يه ل.گو طراحی کردم خوشحال ميشم نظرتو بدی.....منتظر باشی انشا الله